دلیل نیاز انسان به عبادت و نیایش

دلیل نیاز انسان به عبادت و نیایش چیست ؟

ابتدا خوشحالیم که مخاطب ما شما دوست گرامی و پرستشگر خدای متعال هستید. در پاسخ به سوال شما گفتنی است:فلسفه اصلی نیایش و پرستش, اظهار بندگی نسبت به خدای متعال است, یعنی ما با این کارها می خواهیم به خدای متعال اظهار کنیم که خدایا من بنده و گوش به فرمان تو هستم, فرموده ای نماز بخوان دعا کن در پاسخ به امر تو من دعا می کنم و نماز می خوانم. علاوه بر این موضوع انحصار در بندگی هم مطرح است, یعنی ما می خواهیم این موضوع را اظهار کنیم که خدایا من فقط تو را می پرستم تنها بنده تو هستم و بنده هیچ کسی و چیزی جز تو نیستم, زیرا توحید و بندگی توحیدی است که انسان ساز است. نیاز انسان به پرستش را می توان در امور زیر توضیح داد:
1- تعادل روح:
پرستش اساساً و قطع نظر از هر فایده و اثرى که داشته باشد، خودش یکى از نیازهاى روحى بشر است. انجام ندادن آن، در روح بشر ایجاد عدم تعادل مى کند.
مثال ساده اى عرض مى کنم: اگر ما کجاوه اى داشته باشیم و حیوانهایى، خورجینهایى که روى این حیوانها مى گذارند باید تعادلشان برقرار باشد. نمى شود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالى. انسان در وجود خودش خانه خالى زیاد دارد. در دل انسان جاى خیلى چیزها هست. هر احتیاجى که برآورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل مى کند. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجتهاى دیگر خود را بر نیاورد، همان حاجتها او را ناراحت مى کند. عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال مادیات برود و وقتى براى معنویات نگذارد، باز همیشه روح و روان او ناراحت است.
«نهرو» مردى است که از سنین جوانى لامذهب شده است. در اواخر عمر یک تغییر حالى در او پیدا شده بود. خودش مى گوید: من، هم در روح خودم و هم در جهان یک خلئى را، یک جاى خالى را احساس مى کنم که هیچ چیز نمى تواند آن را پر کند مگر یک معنویتى. و این اضطرابى که در جهان پیدا شده است، علتش این است که نیروهاى معنوى جهان تضعیف شده است. این بى تعادلى در جهان، از همین است.
مى گوید: الآن در کشور اتحاد جماهیر شوروى ( درزمان تدوین این کناب، روسیه وچند کشور دیگر ،کمونیست بوده وبه این نام خوانده می شدند) این ناراحتى به سختى وجود دارد. تا وقتى که این مردم گرسنه بودند و گرسنگى به آنها اجازه نمى داد که درباره چیز دیگرى فکر کنند، یک سره در فکر تحصیل معاش و در فکر مبارزه بودند. بعد که یک زندگى عادى پیدا کردند (الآن) یک ناراحتى روحى در میان آنان پیدا شده است.
در موقعى که از کار بیکار مى شوند، تازه اول مصیبت آنهاست که این ساعت فراغت و بیکارى را با چه چیز پر کنند؟ بعد مى گوید: من گمان نمى کنم اینها بتوانند آن ساعات را جز با امور معنوى با چیز دیگرى پر کنند، و این همان خلئى است که من دارم.پس معلوم مى شود که واقعاً انسان یک احتیاجى به عبادت و پرستش دارد.
امروز که در دنیا بیماریهاى روانى زیاد شده است، در اثر این است که مردم از عبادت و پرستش رو برگردانده اند. ما این را حساب نکرده بودیم ولى بدانید هست، حقیقتاً هست: نماز قطع نظر از هر چیزى طبیب سرِ خانه است؛ یعنى اگر ورزش براى سلامتى مفید است، اگر آب تصفیه شده براى هر خانه اى لازم است، اگر هواى پاک براى هرکس لازم است، اگر غذاى سالم براى انسان لازم است، نماز هم براى سلامتى انسان لازم است. شما نمى دانید اگر انسان در شبانه روز ساعتى از وقت خودش را اختصاص به راز و نیاز با پروردگار بدهد، چقدر روحش را پاک مى کند. عنصرهاى روحى موذى به وسیله یک نماز از روح انسان بیرون مى رود .
2- نیاز به کمال :
انسان نیازبه کمال دارد و امکان ندارد انسانى انسان کامل بشود بدون عبادت و پرستش. پیغمبر، پیغمبر است و همان عبادتها و همان پرستشها و همان استغفارها. امام صادق مى فرماید:
پیغمبر در هیچ مجلسى نمى نشست مگر اینکه بیست و پنج بار استغفار مى کرد، مى گفت: اسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبّى وَ اتوبُ الَیْه
امیرالمؤمنین فرمود: بعد از ایمان به خدا چیزى در حد نماز نیست. پیغمبر اکرم فرمود: نماز مثل چشمه آب گرمى است که در خانه انسان باشد و انسان روزى پنج بار در آن آب گرم شستشو کند. تَعاهَدوا امْرَ الصَّلوةِ وَ حافِظوا عَلَیْها (کلام امر است) یعنى رسیدگى به کار نماز بکنید، محافظت بر نماز بکنید.
خداوند به پیغمبر مى فرماید: وَ أْمُرْ اهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیها به خاندانت دستور بده که نماز بخوانند، خودت هم بر نماز صبر کن؛ یعنى نماز زیاد بخوان و آن را تحمل کن.
انَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ ا نَّکَ تَقومُ ادْنى مِنْ ثُلُثَىِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ خدا مى داند که تو و افرادى که با تو هستند شبها بپا مى خیزید، عبادت مى کنید، خدا را پرستش مى کنید
وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى انْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْموداً اى پیغمبر! قسمتى از شب را تهجّد کن (بر او واجب بود) شاید که خدا به این حال، تو را به مقام محمود برساند.
3- شاداب کردن روح عرفانی انسان:
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجود دارد و هر کس مطابق استعداد و تعالی خود از آن بهره مند می‌شود.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این ازطریق نماز امکان پذیر است»، یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر» نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است.»
4- آرامش روانى
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى، نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى»
یکى از نویسندگان در تفسیر این آیه مى نویسد: «روح واساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است. همان «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است» ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد.
نماز به عنوان ذکر خدا به انسان هاى نماز گذار آرامش مى دهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب، آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است»».

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش